آخرین پست سال 1394
اینم آخرین پست به مناسبت پایان سال و اومدن بهار زیبا و سال نو پسرم بهاردوباره اومد نه اینکه فکر کنی خودش اومد مادرت یکساله دنبالشه بهار قبلی که رفت تابستون اومد هوا خیلی گرم بود مامان برات نسیم شد نسیمی خنک مامان نمی خواست صورت کوچک قشنگت گرمش شود اصلا مامان نمیخواست تو بفهمی آتیش زندگی چیه بعدش پاییز شد برای اینکه پای برگهای وجودت در نشستن به زمین نشکند دوبار مامان نسیم شدتا آروم آروم بر زمین قرار گیرند پشتش زمستون شد چه بادهای سردی توی کلبه زندگی میچرخید امسال حتی آدم برفی سردش شده بود مامان ولی بود دوباره نسیم شد نسیمی اینبار گرم با شال مهربانی بر گردن زندگی تا تو سردت نشود حتی نفهمی زمستون تو زندگی چیه وجز شادی ساختن آدم برف...
نویسنده :
نسيم
12:34












